تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
بزرگترین منبع کدهای جاوا اسکریپت
سکوت(نه می تونی نه می تونم)...

سکوت(نه می تونی نه می تونم)...

سکوتم از رضایت نیست...

زندگی...

 

این زندگی چیزی به من آموخت که هیچ گاه از خاطرم محو نخواهد شد اینکه دیگر:

 ساده نباشم خواندنی نباشم و

 بر هیچ نوشته ای مهر اعتماد نزنم

 و هیچ چیز جز آنچه را  که خود نوشته ام باور نکنم 

هیچ چیز جز آنچه را که خودم گفته ام باور نکنم

 هیچ خطی هیچ سخنی را زیبا ندانم

 هیچ نگاهی هیچ نگاهی را زیبا نبینم

 دیگر عشق را هم اعتمادی نیست 

 اعتمادی نیست...


 

نوشته شده توسط خورشید خانوم در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 ساعت 14:0 موضوع | لینک ثابت


 

 عشق تلخ ترین بهترین هاست

این صدای نا مفهوم دنیای من است

آنچنان می گوید

که سکوت او بزرگترین گفتنی هاست

من در مرداب زندگی غوطه ورم

در سیلاب عشق در حال فرو رفتن

در طوفان مشکلات سرگردانم

تا زندگی ،

آنچنان که باید زیبا نیست...

 


 

نوشته شده توسط خورشید خانوم در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 ساعت 13:44 موضوع | لینک ثابت


 

 

من قلبم و آرزو هایش را...

 

 

من قلبم را با تمامی آنچه در آن است با باغچه ی یاس های سپیدس با

 

پنجره های توری آبیش با گلدانهای پر رز و میخکش با کوچه باغ هایی که از

 

 خاطرات با شمابودن بوی غربت را نمیشناسد به شما یادگاری داده ام.

 

اینکه یادگارهایم در گذر زمان غبار فراموشی نگیرد.گمانم آرزوی محالی

 

نباشد من همه ی هستی ام را به شما دوستانم میبخشم...

 

 

 

من یه مدتی نیستم ولی سعی میکنم زود برگردم  فراموشم نکنیدتابیام   

 

یا حق


 

نوشته شده توسط خورشید خانوم در سه شنبه نهم مهر 1387 ساعت 14:34 موضوع | لینک ثابت


 

 

" خدا نکنه عادت کنیم به عادت کردن "

 

 

 

خدا آنروز نیاره که اگر از کوچه گذشتی .شاخه گل یاس همسایه که از دیوار

 

 

 به بیرون سرک میکشه چشمتو نگیره ومست عطر یاس نشی وای که

 

 

عادت کنیم به دوری ...

 

 

به همون راحتی که به کنار هم بودن عادت کردیم بازاین از دلای همدیگر

 

 

فراموش کردن بهتره یه وقتی گوشه ی دلی امانت میدی یامیگیری یادت میره

 

 

پس بگیری یا پس بدی...یه چیزی تو سینه ام می تپه که بهم می فهمونه

 

 

که زنده ام و باید زندگی کنم هستم وجود دارم کنار همه ی عادت های خوب

 

 

 و بد زندگی باید کرد نفس کشید عاشق شد اشک ریخت و گاهی هم اگر

 

 

حال داشت خندید...

 

 


 

نوشته شده توسط خورشید خانوم در دوشنبه هشتم مهر 1387 ساعت 15:44 موضوع | لینک ثابت


 

 

به دیدارم بیا ای یار كه من در بند پائیزم


مرا همخانه كن با خویش كه با عشق تو لبریزم


از این شبهای تكراری ببر من را به بیداری


رفیق فصل دلتنگی تو از دردرم خبر داری


همیشه وقت تنهایی تو یارو یاورم هستی


تو حرف اولم بودی تو حرف آخرم هستی


به دیدارم بیا ای یارم مرا لبریز خواستن كن


اگر میل سفر داری تو با من عزم رفتن كن


منو پر كن پر از خوابی كه با تو دیدنی باشه


نگاهم را تو فهمیدی .سكوتم را تو میشنیدی


ولی افسوس و صد افسوس كه حالم را نپرسیدی


تو از حال من عاشق پریشانی و ترسانی


نگاهم را تو فهمیدی. سكوتم را تو میشنیدی


ولی افسوس و صد افسوس كه حالم را نپرسیدی


ولی این را بدان هرگز تو عشقم را نفهمیدی

 


 

نوشته شده توسط خورشید خانوم در یکشنبه هفتم مهر 1387 ساعت 16:41 موضوع | لینک ثابت


 

کاش دوست داشتن ممنوع نبود...

 

 

از خدا خواستم... 

 

 

من از خدا خواستم،


نغمه هاي عشق مرا به گوشت


برساند تا   لبخند مرا


هرگز فراموش نكني و


ببيني كه سايه ام به


دنبالت است تا هرگز


نپنداري تنهايي.


ولي اكنون تو رفته اي ،


من هم خواهم رفت


فرق رفتن تو با من اين


است كه من شاهد رفتن تو هستم ...

 

 

 


 

نوشته شده توسط خورشید خانوم در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 ساعت 21:18 موضوع | لینک ثابت


 سلام

 

خوش اومدی. فرا رسیدن ایام و لیالی پر خیر و برکت قدر بر شما گرامی و ایام ضربت خوردن و

 

شهادت مولای مظلومان و اولین شهید محراب حضرت علی(ع) بر شما تسلیت باد...

 

 

 
امام امیر المؤمنین علی علیه السلام:
ایمان را چهار ستون است: توکل بر خداوند، واگذار کردن کارها به او، به خواست او رضا دادن و تسلیم اوامر او بودن.

 

 

 

 

قلب من كنار پنجره تنهايي ،

 

هنوز بي قرار توست ،

 

گرچه انتظار هيچ معجزي از لحظه ها نيست !

 

روزها مي آيند ، مي مانند ،

 

و مي روند و تو ديگر نمي آيي و

 

شايد براي من ،

 

بي تو ،

 

انتظار مفهومي تازه مي يابد !

 

وقتي من وشبهايم به اميد انتظار زنده مي مانيم !

 

و زنده بودن معنايي است ساده

 

كه من دشوارش كرده ام !!!

 

و زند گاني شايد ،

 

مجموع ايستايي است از تكرار ....انتظار.......

 

 

عاشقی جرم قشنگی ست

 

 اي نگاهت نخي از مخمل و از ابريشم

 

چند وقت است که هر شب به تو مي انديشم

 

 به تو آري ، به تو يعني به همان منظر دور

 

به همان سبز صميمي ، به همان باغ بلور

 

 به همان سايه ، همان وهم ، همان تصويري

 

که سراغش ز غزلهاي خودم مي گيري

 

 به همان زل زدن از فاصله دور به هم

 

يعني آن شيوه فهماندن منظور به هم

 

 به تبسم ، به تکلم ، به دلارايي تو

 

به خموشي ، به تماشا ، به شکيبايي تو

 

 به نفس هاي تو در سايه سنگين سکوت

 

به سخنهاي تو با لهجه شيرين سکوت

 

 شبحی چند شب است آفت جانم شده است

 

اول اسم کسی ورد زبانم شده است

 

 در من انگار کسی در پی انکار من است

 

یک نفر مثل خودم ، عاشق دیدار من است

 

 یک نفر ساده ، چنان ساده که از سادگی اش

 

می شود یک شبه پی برد به دلدادگی اش

 

 آه ای خواب گران سنگ سبکبار شده

 

بر سر روح من افتاده و آوار شده

 

 در من انگار کسی در پی انکار من است

 

یک نفر مثل خودم ، تشنه دیدار من است

 

 یک نفر سبز ، چنان سبز که از سرسبزیش

 

می توان پل زد از احساس خدا تا دل خویش

 

 رعشه ای چند شب است آفت جانم شده است

 

اول اسم کسی ورد زبانم شده است

 

 آی بی رنگ تر از آینه یک لحظه بایست

 

راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست؟

 

 اگر این حادثه هر شبه تصویر تو نیست

 

پس چرا رنگ تو و آینه اینقدر یکیست؟

 

 حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش

 

عاشقی جرم قشنگی ست به انکار مکوش

 

 آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود

 

آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود

 

 اینک از پشت دل آینه پیدا شده است

 

و تماشاگه این خیل تماشا شده است

 

 آن الفبای دبستانی دلخواه تویی

 

عشق من آن شبح شاد شبانگاه تویی

 

(بهروز یاسمی)


 

نوشته شده توسط خورشید خانوم در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 ساعت 20:44 موضوع | لینک ثابت


 

هميشه با تو


با تو بوده ام ، هميشه و در همه جا


با تو نفس کشيده ام ، با چشمان تو ديده ام


مرا از تو گريزي نيست ،


چنانکه جسم را از روح و زمين را از اسمان و درخت را از آفتاب


تو دليل من براي حيات بودي و هستي


و چنان با این دليل زيسته ام که باور کرده ام


علت بودن من تو هستي


پاسخ من به اغاز و پايان زندگي اين است : « هميشه با تو »

 

 

 

ای خدا امشب دلم خیلی پره

 

 می خوام باهات حرف بزنم .

 

حرفایی که حرف دله

 

می خوام بگم خسته شدم

 

خسته شدم از روزگار

 

 از این دیار

 

دیار پرشرم وحیا   دیار پررنگ و ریا

 

می خوام بگم که ای خدا

 

  دوست دارم بی انتها

 

می خوام که فریاد بزنم

 

از ته دل داد بزنم

 

  بگم چرا به من یه دل خسته دادی

 

 یه دل پر از غم و یک لب بسته دادی

 

به خدا خسته شدم

 

از درها از پنجره 

 

از همون شاپرکی که رو گلها می پره

 

 حتی از ستاره که اون بالا چشمک می زنه

 

حتی از مرغابی ها

 

از گلها ، پروانه ها

 

از خودم ،همسایه ها

 

 از همه خسته شدم

 

 

 

قشنگ یعنی

 

            تعبیر عاشقانه اشکال

 

و عشق

 

       تنها عشق تو را به گرمی

 

                             یک سیب می کند

مانوس

 

وعشق

 

       تنها عشق

 

               مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد

 

 

                   مرا رساند به امکان یک پرنده

 

شدن

 

 

 


 

نوشته شده توسط خورشید خانوم در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 ساعت 18:9 موضوع | لینک ثابت


 

 

خنده بر لب ميزنم تا کس نداند راز دل ....ورنه اين دنيا که ما ديديم خنديدن نداشت

 

 

هوا بوی نم گرفته


دوباره دلم گرفته


صدای گریه ی بارون


تو خیابون دم گرفته


با نگاهت قلبمو ازم گرفتی اینم بمونه


با غرورت منو دست کم گرفتی اینم بمونه


گفتی که قلبتو پس میدم دیوونه اینم بمونه


گفتم این قلب توه پیشت بمونه اینم بمونه


خواستم عاشقت کنم گفتی محاله اینم بمونه


گفتی که تو هم دلت چه خوش خیاله اینم بمونه


من میگفتم شب عشق با این سیاهی نداره ترسی برام وقتی تو ماهی


تو میگفتی آره من ماهم ولی تو اومدی آسمونت رو اشتباهی

 
اینم بمونه اینم بمونه...

 

 

 عاشقانه

 

به تو عادت کرده بودم

 
اي به من نزديک تر از من


اي حضورم از تو تازه


اي نگاهم از تو روشن


به تو عادت کرده بودم


مثل گلبرگي به شبنم


مثل عاشقي به غربت


مثل مجروحي به مرهم


لحظه در لحظه عذابه


لحظه هاي من بي تو


تجربه کردن مرگه


زندگي کردن بي تو


من که در گريزم از من


به تو عادت کرده بودم


از سکوت و گريه شب


به تو حجرت کرده بودم


با گل و سنگ و ستاره


از تو صحبت کرده بودم


خلوت خاطره هامو


با تو قسمت کرده بودم


خونه لبريز سکوته


خونه از خاطره خالي


من پر از ميل زوالم


عشق من تو در چه حالي ...

 


 

نوشته شده توسط خورشید خانوم در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 ساعت 1:17 موضوع | لینک ثابت


مهمونیم...

 

سلام بر ماه رمضان، سلام بر بزرگ‏ترين ماه خدا و عيد عاشقانِ حق، سلام

 

بر آن ماه گرامى كه با بركت همراه است و به بركت آن بسيارى از بلاها از

 

ما برداشته مى‏شود.

 

 


دوباره بوی خوش رمضان به مشام می یاد. ماه خوبی ، برکت ، مهربانی ، توبه ،

 

گذشت ،قدرشناسی و ...

 

باز اون صدای ربنای شجریان و بعدشم آن اذان دوست داشتنی که فکر کنم موذنش

 

مرحوم موذن زاده اردبیلی باشه آدم رو به یک حال و هوای دیگه می بره.

 

رمضان فرصت خوبیه که ما باز با خودمون خلوت کنیم و یکبار دیگر بیاییم و به درمان

 

 دلمون بپردازیم.

 

آری قلب و دل ما است که اینهمه ما رو تو دردسر می اندازه و باعث بدبختی ما

 

میشه. کلا ماه رمضان ماه عجیبیه . نمی دونم شما چقدر این عقیده رو قبول دارید .

 

 واقعا اینکه گفته اند رمضان ماه میهمانی خداست راست گفته اند. و خداوند

 

مهربون سفره گسترده خود را برای استفاده ما انسانهای قدرناشناس پهن کرده، که

 

 هر کس به قدر وسع خود از آن بهره مند می شود.

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط خورشید خانوم در شنبه نهم شهریور 1387 ساعت 21:31 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting

قالب و كدهاي جاوا

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

بزرگترین منبع کدهای جاوا اسکریپت
منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://minos.blogfa.com
فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












دریافت کد فالنامه